کارآفرینی:‌ مراحل توسعه ی کارآفرینی توسط خانواده

کارآفرینی:‌ مراحل توسعه ی کارآفرینی توسط خانواده

مراحل توسعه کارآفرینی توسط خانواده

۱- مراحل نهادینه کردن فرهنگ کارآفرینی :

خانواده بهعنوان انتقال دهنده جبهه ای از اصطلاحات ، آئین ها و رفتارهای اجتماعی می تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنایی با مفاهیمی مثل : توفیق طلبی ، استقلال طلبی و خطر پذیری در عرصه فعالیت اقتصادی و همسازی با واقعیت های کاری در جامعه ، به اعضاء خود ارزانی دارد .

نوع نگرش والدین به دنیای پیرامون خود و چگونگی تجسم ارزشهای اجتماعی برای فرزندان در شکل گیری آینده شغلی آنها ، می تواند راه را برای دستیابی به اقتصاد سالم هموار سازد . مثلاً چنانچه کسب موفقیت در جهت خلق ثروت و ایجاد فرصتهای شغلی جدید به عنوان بخشی از ارزشهای مورد نظر والدین برای فرنزد به تصویر کشیده شود . نواجوان در چنین موفقیتی است . او موقعیتهای متفاوت را با هم مقایسه می کند ؛ شبیه سازی ذهنی انجام می دهد ؛ به پرس و جو می پردازد ؛ و گاهی اوقات در نشریات ، کتب ، محیط مدرسه و حتی مجالس سخنرانی پرسشهای ذهنی خود را دنبال می کند ؛ آنگاه ، فرد با آگاهی از ارزش کار و تلاش آماده است بخش بزرگی از خواسته ها ، آرمانها و ارزشهای مورد نظر خانواده خود را به محک تجربه می گذارد .

۲- تعیین مسیر شغلی :

فضای درون خانواده ، خصوصاً رهنمودهای والدین به فرزندان ، این امکان را به آنها می دهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده ، رفتار جدیدی را مورد کند و کار قرار داده و خود را با نظم اجتماعی نوین هماهنگ سازند ؛ به شکلی که بتوانند بر فراز خواسته ها و آرزوهای ذهنی خود و منطبق بر نظامهای مدرن پر و بال بزنند و از نفوذ و سلطه اندیشه و روشهای سنتی در رفتار آتی خود بکاهند . در ادامه چنین روندی ، نقش آفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرآیندهای تولید و خلق ارزش در جامعه خواهد شد . در این ارتباط ، والدین با شناخت توانمندیهای بالقوه فرزندان خود و هدایت آنها در مسیر شغلی ، نقش مهمی در شناسایی و پرورش افراد خلاق و کارآفرین در جامعه ایفاء می کنند .

۳- توانمندی سازی ( یادگری فن آوریهای جدید ) :

حمایت و تشویق والدین جهت یادگیری فن آوریهای جدید از جمله فن آوریهای تکنولوژیکی و اطلاعات و معرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالا را برای فرزندان فراهم می سازد . آنان را علاوه بر نقش آفرینی در درون خانواده ، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه یعنی کار مفید و بهره وری بالا خواهد کرد . تغییر نگرشها و رفتارهای کلیشه ای در مورد ایفاء نقشهای خانوادگی و اجتماعی و تشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقتصادی و اجتماعی ، آنان را افرادی کارآمد و هدفمند می پروراند . زیرا پیروی از کلیشه های سنتی و تکراری در عرصه کار و فعالیت ، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذیری وارد می سازد . به همین دلیل ؛ گذر از این مرحله ، تاثیر پذیری فرد از تغییرات جدید و پذیرش مسئولیت خطیر اجتماعی به منظور ایجاد کسب و کار جدید و دسترسی به موقعیتهای بهتر و جدیدتر ، از فرد یک انسان مستقل و توانمند می سازد که در عرصه های گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقشهای متفاوت می تواند مفید واقع شود .

۴- راه اندازی و اداره کسب و کار اقتصادی :

در این مرحله ، فرد با ارزیابی مشاغل متناسب با خواسته های خود و خانواده ، به خلق ایده در زمینه کار و فعالیت می پردازد ؛ چارچوب فکری خود را در قالب طرح کسب و کار به جامعه عرضه می کند ؛ سپس ، با مدیریت خود فعالیت اقتصادی را آغاز می کند . در این مرحله ، والدین با استفاده از تجارب خود می توانند فرزندشان را جهت اداره کسب و کار یاری کنند . هر چند ممکن است این نیاز صرفاً متوجه حمایتهای مالی آنها نباشد . با ادامه حمایت خانواده و تقویت روحیه کارآفرینی در فرزندان به منظور راه اندازی و مدیریت کسب و کار اقتصادی توسط آنان ، نتایج ذیل متوجه جامعه خواهد شد :

– ایجاد و توسعه اشتغال در بخشهای اقتصادی کشور و به تبع آن استقلال اقتصادی خانواده ها

– دگرگونی در روند تولید با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و بدنبال آن تغییر در فرهنگ مصرف

– تنوع شغلی و ایجاد رقابت گسترده در بازارهای اقتصادی

– بسط و توسعه صادرات با اتکاء به منابع موجود در کشور

– کاهش نرخ بیکاری و تورم و بدنبال آن کاهش آسیبهای اجتماعی در جامعه

کارآفرینی زنان

در جامعه امروز ، زنان نقش مهم و در حال گسترشی در زمینه کسب و کار دارند . در سالهای اخیر ، سهم زنان در کسب و کارهای خصوصی به اندازه کارهای دولتی روند رو به رشدی را طی کرده است . مثلاً در آمریکا ، از سال ۱۹۹۰ تا سال ۱۹۹۸ ، کارهایی که توسط زنان اداره می شود افزایش چشمگیری داشته است ۹،۱ میلیون کار اداره شده توسط زنان در آمریکا ۲۷،۵ میلیون نفر را بکار گرفته است و ۳،۶ تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا مشارکت دارد . با این وجود زنان با موانع خاصی در کسب و کار مواجه می شوند که بتدریج باید بر آنها غلبه کنند .

موانع اشتغال و کارآفرینی زنان در ایران

از اوایل قرن حاضر جهان با یک پدیده اجتماعی اقتصادی به نام مشارکت اقتصادی زنان در مشاغل خارج از خانه رو به رو شده است . وضعیت اشتغال زنان در ایران مشابه با کشورهای در حال توسعه ، در وضعیت مطلوبی نیست ، همواره زنان فرصتهای شغلی کمتری دارند و غالباً در بخش غیر رسمی با اندک دستمزد مشغول بکارند . در واقع می توان گفت ، طبق آمار ۱۳۷۵ ، ۱/۱۲% زنان ده ساله و بیشتر کشور از نظر اقتصادی فعالند که بیشترین فعالیت را در بخش خدمات (۸/۴۵%) و حدود ۷/۱۶% در بخش صنعت در گروه صنعت ( ساخت ) ، اشتغال دارند . حدود ۷۱% شاغلان بخش خدمات در گروههای آموزشی ، بهداشت و مددکاری مشارکت دارند . بیشترین شاغلان زن در گروه حقوق بگیران قرار دارند (۶۰%) و تنها ۹/۰% شاغلان کارفرما هستند . زنان شاغل بیشتر در نقاط شهری (۵۶%) سکونت دارند و در گروه سنی ۲۹-۲۵ سال هستند و پس از آن گروه عمده ای مشغول ازدواج و پرورش فرزند و بطور کل امور خانواده می شوند . با توجه به اینکه نرخ فعالیت ایرن نسبت به کشورهای دیگر بسیار پایین است : (۶/۴۳%) . این امر در مورد زنان (۱۵%) و در مورد فعالیت مردان (۷۱%) است . نرخ بیکاری جمعیت نیز روز به روز فزونی می گیرد بطوریکه حدود ۱/۲۶% جمعیت زنان فعال مناطق شهری بیکارند . نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده خصوصاً در سالهای اخیر مرتباً رو به افزایش است . لذا تلاش جهت بهبود وضعیت فعلی و رهایی از مشکلات و موانع مسئولیتی جمعی است . متاسفانه تحقیقات و پژوهش های داخلی در زمینه کارآفرینی زنان ، به دلیل نوپایی مبحث بسیار محدود است و از آنجا که حتی اشتغال زنان در ایران همواره با مسائلی مواجه بوده ، طبیعتاً زنان با مسائل فزاینده ای رو به رو است . فرایند کارآفرینی زنان را می توان از ابعاد متنوعی بررسی کرد و آن را متاثر از مجموعه عوامل فردی ، محیطی و سازمانی دانست .

در بعد فردی : بیشتر انگیزه ها ، ویژگی های جمعیت شناختی مدنظر است می توان گفت میان توانایی های شخصیتی از قبیل اعتماد به نفس و پنداشت از خود ، بر اشتغال زنان رابطه متقابل وجود دارد ، بطوریکه پنداشت از خود و اعتماد به نفس بالا تاثیر مستقیم بر اشتغال زنان و موقعیت شغلی آنان دارد . بنابر اطلاعات جمعیت شناختی ، هر چه نرخ باروری به دلیل جوانی جمعیت افزایش می یابد ، با نزول اشتغال زنان مواجه هستیم ؛ همچنین میان تعداد فرزند و اشتغال رابطه معکوس وجود دارد ، بطوریکه تنها ۸/۲۳% از زنان دارای سه فرزند یا بیشتر در مقابل ۷/۵۷% زنان با ۱ یا ۲ فرزند به فعالیت شغلی می پردازند . وضعیت تاهل نیز بی تاثیر در موضع نیست ، بطوریکه زنان مجرد از آزادی بیشتری برای اشتغال و فعالیت های اقتصادی ، اجتماعی نسبت به متاهلین برخوردارند . تحصیلات نیز عامل قابل توجهی است ، طبق آمارهای رسمی (۷۵) ۲/۷۴% زنان کشور باسواد هستند و درصد قابل ملاحظه ای از جمعیت دانشجویی را زنان تشکیل می دهند . با وجود این ، سهم زنان شاغل با تحصیلات عالی نسبت به کل اشتغال زنان و همچنین درصد مدیران زن با تحصیلات عالی بسیار محدودتر از مدیران زن بدون تحصیلات عالی است . به صراحت می توان گفت که عوامل محیطی نقش بسیار مهمی را نسبت به عوامل فردی عهده دار است ، چرا که ویژگی های شخصیتی و توانمندیهای روانی بسیار متاثر از عوامل محیطی است . وضعیت اجتماعی ، فرهنگی ، حقوقی ، دینی ، سیاسی و اقتصادی جامعه مطمئناً نقش بسزایی را در تقویت یا تضعیف فعالیتها در امور متفاوت دارد . در حوزه اشتغال زنان و فراتر از آن خود اشتغالی آنها ، موانع محیطی بسیاری را میتوان برشمرد .

در بعد اجتماعی : هنجارهای رایج در زمینه تقسیم کار ، وجود نوعی مرزبندی طبیعی میان کار زنان ( خانه داری ) و مردان ( امور بیرون منزل ) مسئله تعدد نقش زنان بطوریکه انتظار انجام مسئولیت های متفاوت زنان در قالب همسر ، مادر ، خانه دار ، شاغل … آنها را دچار تنش و نوعی تضاد نقش و فشارهای ناشی از آن می کند . نا امنی های اجتماعی که امکان حضور فعال زنان در جامعه ، که لازمه اش سفرهای بین شهری ، اقامت در هتلها و اماکن سالم است را با مشکل مواجه کرده است . با مرور شرایط اجتماعی حاکم بر سه دهه اخیر ، متوجه می شویم که ایدئولوژی حاکم در سالهای اولیه انقلاب بیشترین لطمه را بر مشارکت زنان وارد کرده است که تعطیلی مهد کودک های دولتی و مراکز تنظیم خانواده ، بازنشستگی زودرس زنان ، تعریف شغلهای مشابه نقش مادری برای زنان ، از آن جمله است .

در بعد فرهنگی : فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار هموراه رواج دهنده باورهای سنتی و کلیشه های جنسیتی بوده و از ابتدا ، تربیت و اجتماعی شدن دختران ، در نظر گرفتن خویش به عنوان جنس دوم و تضعیف اعتماد به نفس و تعمیق حس حقارت و خود کم بینی توانایی های خویش را در پی داشته است . همچنین کمبود آگاهی زنان در ابعاد حقوق فردی ، خانوادگی و اجتماعی ، حرفه ای و عدم شرکت در تشکل های صنعتی حرفه ای و فعالیتهای اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، به استمرار ساخت نابرابر کمک می رساند . بدلیل نگاه جنسیتی ، فرصتهای اجتماعی و شغلی کمتر بطور برابر با توجه به شایستگی ها به افراد ، فارغ از جنسیتشان اعطا گشته است ، همواره شاهد تبعیض های جنسیتی در اشتغال هستیم .

در بعد اقتصادی : در حالیکه زنان در آسیا بطور متوسط ۱۳-۱۲ ساعت بیش از مردان کار می کنند ، بدلیل بدون مزد بودن کار خانگی همچنان در سطح نازل درآمدی قرار می گیرند . ارتقاء مقامها تنها بر اساس شایستگی ها صورت نمی پذیرد . بطوریکه بین سالهای ۶۵-۵۵ از کل مردان شاغل تنها ۶% تحصیلات عالیه داشته اند . در حالیکه ۱۸% زنان شاغل ، تحصیلات عالیه داشته اند و جای شگفتی است که از کل زنان تحصیلکرده عالی تنها ۵% به سمتهای بالای اداری و مدیریتی رسیده اند . ( آمار ۱۳۸۱ ) تبعیض های جنسیتی در نوع آموزش : شامل مواد درسی ، نقش زنان در کتابهای درسی ، رسانه ها که بیشتر تقویت کننده دید سنتی نسبت به زن است . همچنین محدودیت های آموزش در نظام آموزش عالی برای زنان مانند انحصار برخی رشته ها برای مردان ، محدودیت اعزام به خارج کشور برای ادامه تحصیل و کمبود اکانات ( خوابگاه ) برای دختران ، همگی از موانع مشارکت زنان است . باورهای فهمی دینی نیز بی تاثیر در این مسئله نیست ، احکام موجود در زمینه ارث ، نفقه ، اجازه خروج از کشور در بعد اقتصادی و احکامی چون شهادت ، دیه ، قضاوت ، طلاق ، حق حضانت در بعد خانوادگی اجتماعی بی شک تاثیر منفی در پیشرفت و شکوفایی همه جانبه زنان دارد که می توان با استنباط های متناسب شرایط زمانی و مکانی موانع را برطرف کرد .

وضعیت حقوقی و قوانین : قوانین ناظر بر خانواده از جمله مواد ۱۱۰۶ (نفقه زن) ، ۱۱۹۹ (نفقه اولاد) ، ۱۱۱۷ (منع کار زن در صورت عدم رضایت شوهر) . از آنجا که طبق قانون ، ریاست خانواده با شوهر است و خروج از کشور زن منوط به اجازه کتبی شوهر است . مشکلاتی در مسیر کار زنان ایجاد می شود . قوانین ناظر بر اشتغال ، از جمله اشتغال زنان است . هیچکدام کمکی به افزایش مشارکت اقتصادی اجتماعی زنان نکرده است . البته زمینه های مساعد قانونی را نیز نباید از نظر دور داشت . اصول ۳ ، ۲۱ ، ۲۸ ، ۴۱ برخورداری زنان از حقوق اجتماعی مساوی با مردان را متذکر شده و همچنین طبق ماده ۱۱۱۸ مصوب ۱۳۱۳ زن مستقلاً می تواند در دارایی خود هر تصذفی را داشته باشد . تصویب قانون در مورد کنترل جمعیت نیز مطمئناً بی تاثی در مشارکت بیشتر زنان نیست . پر واضح است پیش شرط راه اندازی فعالیت های کارآفرینانه توسط زنان ، شناسایی دقیق عوامل موثر بر فرایند اشتغال و کارآفرینی است و مطالعات راهبردی در این زمینه ضروری به نظر می رسد .

error: Content is protected !!
X